تبليغاتX
آزادی انسان

فرافكنی ضعفهای سياسی "ئاسوساتی" ها ناشی از ياس استراتيژيك آنان است!

فاتح گویلیان

اخیراً جناح منشعب از سازمان مصطلح به زحمتکشان در تلویزیون خود (ئاسو سات) دست به یک سری میزگردهای تلویزیونی زده اند. و با نظرهای خود، تاریخ کومه له و حزب کمونیست ایران را به نقد گرفته و ضعف های امروزی خود را در لابه لای آن کشف می کنند. آنان گامی فراتر از قبل هم نهاده اند، می گویند"اساساً حزب کمونیست ایران و کومه له از همان ابتدا تا به حال فاقد مکانیزم حزبی بوده و این جریان الله بختکی از دل بحرانهای 30 سال گذشته بیرون آمده و در این مدت لنگ لنگان طی طریق نموده و الان هم بی رمق در پس کوچه ای افتاده است." و یا اینکه گویا این جریان حتی به اندازۀ یک ورق A4 هم درمورد مسئله ملی نوشته ای ندارد.

 در پی بوجود آمدن پروژۀ اصلاحات حکومتی به رهبری خاتمی مردم کردستان شاهد آن بوده اند که دیگر بار جمهوری اسلامی برای رفع ضعف های گریبان گیر خود تلاش کرد تامردم را همچون گذشته فریب دهد.

از سوی دیگر با حمله های امریکا به خاک افغانستان و عراق که منجر به توهم در سیاستهای جريانات ناسیونالیست کردستان و ایران هم شد، بی افقی ناسیونالیزم در این بحران منطقه ای پدیده ای است که دیگر نه تنها این گونه احزاب را نمی تواند هم چون سابق سر پا نگه دارد، بلکه خود سرمایه داری مذهبی ایران نسبت به بی ریشه بودن و بی خاصیت بودن آن واقف گشته. از جمله حزب دمکرات کردستان ایران که تقریبا با 60 سال سابقه مبارزاتي خود که ادعای خود مختاری برای کردستان میکردند، راه حل ستم ملی را همچون سازمانهای قومی و ناسیونالیست،يا بهتر بگوئيم دست پروردهای امریکا در پلاتفرم فدرالیزم جستجو می کردند.

از سوی دیگر عده ای در حزب کمونیست ایران و سازمان کردستانی آن (کومه له) " به اسم زحمتکشان" انشعاب کردند و جدا شدند. اینها هم (سازمان زحمتکشان) که سالها بود در حزب کمونیست ایران و کومه له فعالیت کرده بودند با تغییر بنیادین سیاست های خود که 180 درجه بر خلاف کومه له زیر سایۀ چتر فدرالیزم بوده، خود را پناه دادند.  و تک تک این پروژه هايی را که دیدیم و می بینیم در هر دو حزب و شاخه های آن حزب دمکرات کردستان و سازمان زحمتکشان که فکر می کردند بعد از چند روز استراحت نیروهای امریکایی در خاک عراق حتما به ایران هم حمله می کنند اما پس از چند سالی مشخص شد که امریکا در پروژه به اصلاح "خاورمیانه بزرگ" در عراق و افغانستان کشتی اش به گل نشست. و برنامه حمله امریکا به ایران هم با مسئله پروژه اتمی ایران و مبارزه با تروریزم وارد یک دوره جدید تبلیغی ودیپلماتيك با متحدین اش شد تا شدد بحران در منطقه را تقلیل دهد. و این روند که چه بیشتر سیاست های امریکا و متحدین اش در بعد تبلیغ را نیز در جهت پرده برداشتن از سناریوی فاجعه بار را در منطقه نمایان ساخت از سوی دیگر تعداد چند نفری از بقایای سازمان زحمتکشان که از انگشتان دست تجاوز نکردند در حزب کمونیست ایران و کومه له که تا مدتی بعد از کنگره 13 کومه له مانده بودند اینها هم عاقبت از این حزب و سازمان بیرون رفتند.

پروژه شکست خوردۀ امریکا یعنی همان "پروژه دمکراتیزه کردن خاورمیانه" احزاب های ناسیونالیزم ایرانی را کاملاً ناکام کرد و مخصوصا سازمان زحمتکشان را به 4 شاخک تبدیل کرد. و همین فرو باشی سازمان زحمتکشان که ناشی از بی افقی سیاسي شان بود و همانطور که در ابتدا بدان اشاره شد منجر به نشست های تلویزیونی در کانال ئاسوسات شده و در صدد به چالش کشیدن تاریخ پربار حزب کمونیست ایران و کومه له برآمده اند که گویا حزب کمونیست ایران جایگاهی ندارد و فاقد هرگونه شاخص حزبی است و...!

اولاً: در چنین جلسات و نشست ها کاملا روشن است و ثابت می شود که حزب کمونیست ایران حزبی موجود و فعال است که ناسیونالیزم نمی تواند در برابرش فعال نباشد و این حزب را دست کم نگیرد.

دوم: اینکه این شاخک زحمتکشانی یا ئاسو ساتی می خواهند با این نوع ضدیت اشاره شده نیروهای از بین رفته یا پراکنده شدۀ زحمتکشانی یا چهار شاخکی را جمع آوری کنند.

 سوم اینکه چنین موضع گیریهاي آنها رو به کومه له و حزب کمونیست ایران در کلیات خودش توجیهاتی است به جواب سوالات روز مرۀ مردم نسبت به این سازمان کاملا شکست خورده که تاریخ کومه له را تحریف کرده اند و دست به انحراف راه کومه له و مخصوصا شخصیت های سیاسی آن مانند رفقای جانباخته: کاک فواد، صدیق کمانگر، جعفر شفیعی و بقیه... زده اند.

آنها در اوج وفول سیاسی خود در حالی که هیچ تز دیگري برای بیرون آمدن از ضعفهایشان ندارند دست به فرافکنی ضعف های خود زده، و مثل گذشته باز هم حزب کمونیست ایران را دلیل همۀ شکست های ناسیولیزم ناکار آمد خود وبقیه می دانند.

آنها خود به خوبي ميدانند كه كومه له و حزب كمونيست ايران استراتژي منسجمي در رابطه با كردستان و مسئله ملي و همينطور آلترناتيو "حاكميت انقلابي مردم كردستان" را ارائه داده است كه به مراتب از فدراليسم آنان پوياتر و واقعي تر است و هر مراجعه كننده اي به آساني ميتواند در نشريات كومه له و حزب كمونيست ايران به اين اسناد دسترسي داشته باشد.

بايد گفت كه اين تقلاها براي آنان نگران كننده است و آنها بجاي اينكه ريشه ضعفهاي خود را در حزب كمونيست ايران كه يك جريان كاملا متفاوت با تفكر ناسيوناليستي آنان است بهتر است ضعفهاي عميق ناسيوناليسم را در جبهه خود ريشه يابي كنند شايد سر عقل آمده و واقعيت هاي دنياي سرمايه داري را با نگرشي ژرف ببينند و درك كنند.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 20:16 توسط فاتح |

شبح نیروی سوم بر روند مذاکرات ایران و آمریکا!

 

هلمت احمدیان

مذاكرات فی مابین جمهوری اسلامی و آمریکا که بدنبال وقایع این دوره، دچار وقفه ای  شده بود، بار دیگر آغاز شده است. سخنرانی روز اول عید اوباما و پاسخ خامنه ای که خواهان اقدامات عملی مبنی بر تغییر سیاست آمریکا در ایران شد، موید این روند جدید است.

ملاقات "ریچارد هولبروک" نماینده ویژه اوباما در امور افغانستان و پاکستان با محمد مهدی آخوند زاده معاون وزیر امور خارجه ایران ، دیدار "سعید جلیلی" دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم اسلامی با  ویلیام برنز، نماینده آمریکا در مذاکرات ژنو و "خاویر سولانا" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سفر "منوچهر متکی" وزیر امورخارجه رژیم به واشتکتن و دیدار احتمالی اش با دو نماینده کنگره آمریکا و متعاقبا سخنان باراک اوباما در ارتباط با ایران نشانه های پیدای آغاز مجدد روند مذاکرات دیپلماتیک طرفین است.

فعالیت های هسته ای غیرمسالمت آمیز رژیم اسلامی محور مناقشات فی مابین است و در این راستا هر از چندگاهی فشارهایی به صورت تصویب تحریم های اقتصادی از طرف هیات حاکمه و کنگره آمریکا به تصویب  می رسد، اما آنچه مشخص است این است که آمریکا و متحدین اروپاییش کماکان مصمم هستند که با رژیمی که بویژه بعد از کوتادی انتخاباتی اخیرش بشدت به چالش گرفته شده است، به شکلی کنار بیایند. این استراتژی اگر چه ظاهرا کنترل فعالیت هسته ای رژیم جمهوری اسلامی را نشانه دارد، اما اهداف فراتری را در بر می گیرد و بر فاکتورهای عینی دیگری متکی است. مولفاتی که استراتژی مذاکره و سازش آمریکا و اتحادیه اروپا را با جمهوری اسلامی موجب می سازد از جمله موارد زیر است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 0:19 توسط فاتح |

                                                                              

آنهایی که کشتی به گل نشسته رژیم جمهوری اسلامی رامیخواهند نجات بدهند

فاتح  گویلیلان

درطی سی سال گذشته از عمر ننگین رژیم اسلامی می گذرد تمامی مردم  دنیامخصوصاٌ مردم ستم دیده ایران شاهد آن هستند که رژیم اسلامی تاچه اندازه نسبت به مردم کارگرو زحمتکش وستمدیده ایران به شیوه درندانه عمل کرده است. رژیم اسلامی درجهت ادامه عمرننگین خود وسر پا نگهداشتن سیستم کهنه پرستانه سرمایه داری اسلامی دست به هر جنایتی زده است. اکنون اعدام، سنگسار، وزندان، وتبعید وشکنجه وغیره....نه تنها نتوانسته مردم زحمتکش و انقلابی ورنجدیده را ازمطالباتشان باز دارد بلکه روز به روزدرزیر فشار جنبشهای عظیم اجتماعی ازجمله جنبش کارگری، دانشجوی وجنبش زنان و و اعتصابهای پی درپی کارگران در ایران، این رژیم هرروز لحظه به لحظه مجبوربه عقب نشینی در برابر مردم مبارزشده است وبا تاکتیهای جدید وفریبنده، خودازطریق شعارهای انتخابی کوشیده تا مردم را به پای صندوقهای رای در موقع انتخاباتی بکشاند، چه دردورانهای گذشته ازجمله دوران اصلاح طلبی واصول گرایان وحالا، وبازهم شاهد هستیم که دوباره رژیم به چنین تاکتیکی دست زده است. در این انتخابات رژیم دوباره با تاکتیک جدید از قبیل شعارهای توخالی وعده و وعیدهای تکراری بحث "ملیتها وتامین امکانات رفاهی وغیره..." میخواهد مردم را پای صندوقهای رای بکشاند. این دفعه با پیش کشیدن شخصیتها ومهرهای دیگری با قد علم کردن آنها در این سیاه بازی که هیچ فرقی با سرمداران گذشته نداشته اند وبازبان چاپلوسانه دم از حق اقلیتها در ایران را میزنند . این چاپلوسیها وتبلیغات رژیم به شیوه آگاهانه شاخکهای حسی بعضی از احزاب ناسیونالیزم وقوم پرست کردی در کردستان ایران را هم به حرکت واداشته ا ست. بلکه به شیوه کاملاٌ آگاهانه بعضی ازاین احزابهای قومی وناسیونالیزم میخواهند باتبلیغات خود از طریق رسانه های وابسته بخود به دستگاهای تبلیغی رژیم کمک کنند ومردم را دوباره دچار توهم کنند تا مردم رای بد هند. به کاندیداتورهای انتخاب شده خود رژیم رای بدهند . چرا؟

جواب کاملا روشن است وآن هم اینکه ناسیونالیرم در طول تاریخ عمر خود با توجه به  خواستهایی که مطرح کرده برای همه شناخته شده وامتحان خود را پس داده است. زیرا که میدانند جنبش چپ وکمونیزم با انواع واقصام تبعیض ونا برابریها ضدیت دارد وامروزه میدانند که انواع جنبشهای اجتماعی در ایران که اشاره اي به آن شد چپ ورادیکال هستند واین نوع جریانات بازنده سیاسی ناسیونالیزم وقوم پرست حاضرند با سیستم های حکومتی هر اندازه که دیکتاتور هم باشند به شرطی که در در دایره نظام سرمایه داری قرار گرفته اند سازش کنند . این نوع سیاست سرمایه داری که همه از یک سیستم به حساب می آیند با تمامی قوای خود میکوشند تا این چنین افکارهای مردمی که چپ هستند با انواع تاکتیکهای روز مره خود حتی با ریختن آب در آسیاب رژیم جمهوری اسلامی میخواهند خنثی کنند .

برای این چنین فکریتها مهم نیست وبه نظر من این جوراحزابها به این حرکت خود به حکومت جمهوری اسلامی طبقه سرمایه دار ایران خدمت میکنند. به همین خاطر است که به افکار پوچ گرایانه وخوش باوریهای رژیم که نه تنها به کوچکترین خواستهای آنها توجهی نکرده جان نثارانه میخواهند مشروعیت نظام ولایت فقیه وسرکوبگریهای آن رژیم را برای یک بار دیگر زنده کنند، و خواستهای مردم زحمتکش وسایر اقشار جامعه را نادیده بگیرند واین چنین است که آنها دو دستی سینه زنان به  رژیم اسلامی سرمایه آویزان شوند. جریانات ناسیونالیست و مستاصل و درمانده، میخواهند با سیاست دفاع از مضحکه انتخابات و جنگهای زرگری جناحین بورژوازی و جنگ خانوادگی آنها بین احمدی نژاد وکروبی وغیره...که تنها در نوع سرکوب طبقه کارگر باهم تفاوتهای ظریفی دارند دفاع کنند.جریانات به ظاهر سیاسی ناسیونالیست، به طور قطع پس از این  پروپاگاند سیاسی و سمپاشی مردم آزادیخواه ایران طبق تاریخ پر از خیانت به مردم ازادیخواه یک بار دیگر استراتژی و سیاستهای همسویشان با نظام سرمایه داری اسلامی در عمل محک خواهد خورد. این تکرار تراژدی برای جریانات ناسیونالیسم کرد و جریانات سیاسی متوهم به جناحهای بورژوازی درایران تنها از این جهت برای طبقه کارگر و مردم ازادیخواه مهم مینماید که بی مایه گی سیاسی و عدم مشروعیتشان بار دیگر به معرض نمایش گذاشته خواهد شد.

 دراین راستا عدم شرکت مردم ایران در نمایش مضحکه تحت نام انتخابات نه تنها جوابی کوبنده به رژیم اسلامی سرمایه در ایران، بلکه جوابی کوبنده به جریانات متوهم به جناحهای بورژوازی درایران خواهد بود.

www.awiarf.blogfa.com

 

تاریخ 2009/6/9

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 22:2 توسط فاتح |

بيان واقعيات و آنچه را كه هستيم ، شهامت گويند !

فاتح گويلیان

وارد شدن در ميدان سياست و عرصه های مختلف مبارزه و خصوصا برای آنانكه در راه انقلاب قدم بر ميدارند ، قبل از اينكه بتوان در هر عرصه و  وظايفی كه شخص سياسی برای خويش تعريف نموده قدم برداشت و تاثير گذار بود ، بايد ديد كه آيا فردي كه خود را سياسيی ( فرض اين است كه انسان سياسی مسئول است ) تعريف مينمايد تحت تاثير كدام واقعيات و ضرورتهای عينی در جامعه قرار گرفته  و متعاقبا تاثيرات كار و فعاليتهای انسان سياسی كجا و چگونه منعكس ميگردد را بفهمد.


همگام با درك اين مهم ، سخنان و ابراز نظر "انسان سياسی" اگر مسولانه نباشد ، يعنی از واقعيتی عينی و مستدل سر چشمه نگرفته باشد  قبل از هر چيز تاثيری مخرب و منفی بر خود شخص و البته افراد و جريانات ذی نفع از آن بهره برداری خود را مينمايند.
كاك وريا سعيدی به قول خودشان تا قبل از ترك صفوف كومه له در جايگاه مسؤلی در تشكيلات حاضر بوده اند ( البته از كسی و خود كاك وريا نيز پوشيده نيست كه تنها دليل ابراز شده از طرف ايشان جهت ترك صفوف كومه له ، مشكلات خانوادگی بوده ) هيچ گونه انتقاد يا پيشنهادی مشخص در رابطه با شيوه برخورد تشكيلات كومه له با جمع 7 يا 8 نفر مخالفين كومه له ، نه تنها در هيچ يك از جلسات رسمی، بلكه در صحبتهای روزمره نيز نداشته اند.
 گاهی خود كاك وريا در قبال منش بلند انقلابی رفقا و متانتهای پيشمرگ كومه له و اعضا حزب كمونيست در برابر توهين و كار شكنی و زير پا گذاشتن پرنسيبها و اصول كومه له ، از جانب رفقای كاك مينه و همفكرانش ، كاك وريا ، با لحنی تند در مورد آنها صحبت مينمود كه متعاقبا از طرف رفقای مسؤل در قبال كومه له توضيحات بيشتری در ارتباط با متانت و برخورد سياسی به ايشان داده ميشد.
كاك وريا ، حداقل اين را ميداننداين گونه تبليغات غير واقعی و مسموم كه   نسبت به كومه له ابراز ميگردد، تازگي ندارد .
اما برای كاك وريا ( البته با حدقل انصاف و نظری به گذشته خويش ،) ميتواند ارزيابی عينی ، شناختی واقعی در جهت مشاهده توانايی و درك ايشان از ساده ترين واقعيتهای موجود و شناختن خويش در جهت رفع نقاط ضعفشان باشد .
پيشمرگ كومه له
فاتح گويلیان
15/1/138

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:13 توسط فاتح |

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

در ارتباط با جنجال تبلیغاتی رهبری حزب حکمتیست

مدتی است که رهبری حزب حکمتیست با انتشار مطالبی در سایتهای اینترنتی، تبلیغات جنجالی بی مقداری را بر علیه کومه له و حزب کمونیست ایران براه انداخته است. شکل این تبلیغات غیر سیاسی، غیر اخلاقی است و تنها در چهارچوب یک عقده گشایی روانی میتوان آنرا درک کرد.  محتوای بهانه ها و مستسمک های آن نیز بر پایه دروغ و کذب محض استوار است چون قرار نیست در هیچ مرجع حقیقی و حقوقی ثابت شوند. این ادعاها بر تحلیل و تفاسیر کارآگاه مابانه، دلبخواهی و نهایتا اتهام زنی متکی است و اساس را بر این گذاشته است که از فرط تکرار، و با مسموم کردن فضای مبارزه سیاسی تعقل انسانهای دور و بر خود را با موهومات بی سر و تهش مسخ کند.

با همه اینها سوال این است که علت واقعی این ضدیت کور با کومه له و حزب کمونیست ایران چیست؟ واقعیت این است که حزب حکمتیست یک جریان منزوی، حاشیه ای و بی ریشه ای است که از طریق "فیل هوا کردن" و جنجال سازی حیات سیاسی حقیر خود را معنی میکند. رهبری حزب حکمتیست بدنبال شکست های پی در پی و سردرگمی استراتژیکی که بدان گرفتار آمده است اینگونه فرهنگ و رفتارها، اخلاقیات و سبک کار را به  استراتژی و تاکتیک خود تبدیل کرده است. آنها رمز بقای خود را در تداوم این روشها جستجو میکنند. آنها میخواهند به هر قیمتی که شده است "مطرح" باشند، اگر از طریق کار مثبت و متین نشد با آلوده کردن سرچشمه آب هم که شده است اشکالی ندارد. تئوری آنها این است اگر به هر نرخی  در این دوران" مطرح" بمانند، در این صورت گویا جامعه در شرایط مساعد و در دوران دیگر  آنها را انتخاب خواهد کرد.

جای تاسف است که برای جمعی که زمانی شرافت سیاسی برایشان  مفهومی  والا داشت، امروز هدف زندگی خود را گم کرده اند و دنیای سیاست آنقدر برایشان حقیر و کوچک شده است که صف انقلاب و ضد انقلاب برایشان بی معنا میشود و مبارزه با دشمن آنقدر برایشان فرعی است که فعلا مبارزه آکتیو با کومه له جای  آنرا برایشان پر میکند تا در فرصتی دیگر موضوع کار دیگری فراهم شود.  با کمال تاسف واقعیت غم انگیز این است که در اثر تداوم این روشها فساد سیاسی و انحطاط اخلاقی در رهبری این جمع آنچنان نهادینه شده است که امید به اصلاح و بازداشتن آنها از پیمودن این راه نامیمون و سرنوشت تراژیکی که پیشارو دارند  را بسیار ضعیف کرده است.

در پایان سخنی هم داریم با اعضا و هواداران کومه له و حزب کمونیست ایران. آنچه که این جمع میخواهند بعنوان "کمپین تبلیغی" و مضمون فعالیت بخورد صفوف خودشان بدهند، بشدت حقیرانه است، توفان در فنجانی بیش نیست. آنرا اهمال کنید، پشت گوش بیاندازید، ملاحظه خواهید کرد که در دنیای واقعی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. بعد از مدتی از این جست و خیز ها خسته خواهند شد و دنبال سوژه دیگری خواهند رفت.   

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

2 فوریه 2009

+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 20:23 توسط فاتح |

 

در دفاع از کمونیسم

نقدی بر اعلام فراکسیون فعالیت تحت نام کومه له

                                                                                        سیروان پرتونوری

طی روزهای اخیرا چند تن  از افراد درون حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان این حزب کومله در یک اعلامیه فراکسیون خود تحت عنوان فعالیت تحت نام کومه له را اعلام کرده  و  به انتقاد از حزب کمونیست ایران و کومله قد علم کرده  و خواهان "فعالیت به نام کومله" و انحلال حزب کمونیست ایران هستند. اگر چه این رفقا در یک سال اخیر مخالفتشان را باسیاستهای حزب شدت بخشیده بودند ولی خود این رفقا فاقد سیاست و استراتژی مشخصی به شیوه فرمولبندی شده بودند ، ولی با نوشتن این اعلامیه که خطوط اصلی سیاستها و استراتژی این رفقا در آینده را تشکیل میدهد را میتوان بر آن  تکیه  کرد و مبانی اصلی اختلافات این رفقا با حزب کمونیست ایران را تشخیص داد.برای پرداختن به این مسئله  لازم میدانم به گذشته برگشته  و حوادث و تحولات سیاسی چند سال پیش را که در درون این حزب و بیرون از آن  و انشعاباتی که در درون حزب کمونیست ایران به وجود آمده است را برای پر بار تر کردن بحث یاد آوری کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 18:48 توسط فاتح |

 

کودکان کارگر از زبان خودشان

 

 

آنچه در زیر می خوانید گزیده ای است ازمجموعه ای که کودکان کارگر نوشته اند، در کلاس هایی که چند سال است روزهای جمعه در چند مرکز غیردولتی برای آموزش این کودکان تشکیل می شود. این مجموعه را علی صداقتی خیاط ، نویسنده و فعال حقوق کودکان ،در چند مجلد با عنوان های برج غار،غارتار و ترس غار گردآورده و انتشارات ناهید چاپ کرده است. این کودکان - ایرانی و افغانی -  برای گذران زندگی خود و خانواده شان مجبورند کار کنند و از همین رو از رفتن به مدرسه و درس و تحصیل محرومند. تنها از طریق شرکت در این کلاس ها در روزهای جمعه و تعطیل توانسته اند سواد خواندن و نوشتن بیاموزند و برخی از آنان چند کلاسی به مدرسه بروند. نوشته هایشان با همه کوتاهی و نارسایی های املایی و نوشتاری آینه تمام نمای زندگی پر از رنج و مشقت ، ترس ها ،نگرانی ها ، خواست ها و آرزوهای آنان است. این ها صدای اعتراض کودکان به جهانی است که با بیرحمی و شقاوت تمام دوران کودکی  و زندگی کودکانه میلیون ها انسان را فدای ثروت اندوزی مشتی انگل سرمایه دار می کند. این صدا را از زبان خودشان بشنویم، به همان صورتی که نوشته اند یا به دیگران گفته اند تا برایشان بنویسند. انتشار این گزیده ها در این سایت با اجازه گردآورنده محترم صورت گرفته است.

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

اردیبهشت 1387

یه نامه

آیا این درست است حق کودکان ضایع شود و آن ها به چیزهایی که می خواهند نرسند. آیا این درست است یک کودک 8ساله برود کار کند و خرج خانواده را بدهد و نتواند به مدرسه برود. او نمی تواند به مدرسه برود و مانند بچه های دیگر تحصیل کند. اگر پدر و مادر ها به فکر ما نباشند کسی به فکر ما نیست.آیا این درست است یک کودک شب گرسنه بخوابد. آیا این درست است یک کودک نتواند شادی کند و از زندگی لذت ببرد. این درست است کودک صبح زود از خواب شیرین خود بلند شود و از صبح تا شب کار کند. این درست است که بچه نتواند استراحت کند. این درست است که بچه7 یا 8ساله نتواند به مدرسه برود. این درست است که یک کودک مرض داشته باشد و در همان حال مریضی در خانه بماند. نتواند تغذیه درست بخورد. همه این گفته ها درست است و پیش چشم خودم اتفاق افتاده است. او یک کودک است و همسایه ما است.

جمعه خان، 11ساله، پنجم دبستان 

یه نامه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:21 توسط فاتح |

وضعیت فعلی و گام های ضروری (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ(

 

منبع: تریبون مارکسیــــــــــــــم

http://www.tmarxism.blogfa.com/

مطالعه دقیق این مطلب به رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند و در پی یافتن علل به وجود آمدن این وضعیت و یافتن راههای برون رفت از آن هستند پیشنهاد می شود .

هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود.

1 ) ویژگی وضعیت فعلی جنبش دانشجویی:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:32 توسط فاتح |

افق جنبش كارگری در سال 87

محمد حسین، نشریه جنبش كارگري

توضیح : این مقاله در تاریخ 87/1/15 نوشته شده و در ان تاریخ چند نكته اشاره شده ( مثل مسئله ازادی محمود صالحی ، وپایان بحران كمیته هماهنگی) تحقق نیافته بود و لذا توضیحاتی وجود دارد كه به آن زمان مربوط می گردد

 

موقعیت کنونی جنبش کارگری

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 22:50 توسط فاتح |

اطلاعیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به مناسبت اول ماه مه

‌‌


 

اول ماه مه برای طبقه‌ی ما - طبقه کارگر - روز همبستگی جهانی است. این روز روزی است که پرچم و افق کارگری در جهان به اهتزاز در می‌آید. در همه جای گیتی از تهران و کرج و سنندج تا لوس‌آنجلس و پاریس و مسکو و از کابل و بغداد و قاهره تا تل‌آویو و آمستردام  و همه جای جهان، یک پرچم و یک صدا بلند می‌شود «زنده باد همبستگی جهانی کارگران»، «زنده باد برابری، زنده باد آزادی». کارگران و مردم زحمتکش دنیا در یک صف و یک دل در خیابان‌های شهرها رژه می‌روند و اعلام می‌کنند «ما انسان هستیم!»، ما ملت و مرز و قوم نمی‌شناسیم و هیچ تفرقه‌ای را نمی‌پذیریم. ما کارگریم، به نام دین و ملت و قوم نمی‌توانند ما را از هم جدا کنند. این شعارهای برجسته‌ی اول ماه مه است، حتی اگر این شعار به این شکل واضح بر پرچم‌های کارگران و مردم در این روز نوشته نشده باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:16 توسط فاتح |

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی

بیانیه شماره 5 دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع  مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در  ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 14:31 توسط فاتح |

8 مارس

 

 

 

 

 

                               

                                                                              فاتح گویلیان

8 مارس روز جهانی زن. روز همبستگی جهانی علیه نابرابری جنسی را به روز مبارزه واقعی در تمام دنیا تبدیل کنیم. امسال نیز در شرایطی به استقبال روز جهانی زن میرویم که زنان همچنان بار سنگین ستمگری مضاعف جامعه سرمایه داری و حاکمیت رژیم های مذهبی و فرهنگی کهنه و مرد سالار را به دوش میکشند.

در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی قوانین ارتجاع مذهبی با فرهنگ و اخلاقیات سنتی و مرد سالار در هم آمیخته و بی حقوقی و تحقیر هر روزۀ زنان را نهادینه کرده است.

اگر در جوامع پیشرفته سرمایه داری فرایند تحولات اقتصادی و مبارزۀ گام به گام مردان برابری طلب فرصتهایی در زمینه برابری حقوق برای زنان به وجود آورده است، اما در ایران، جمهوری اسلامی با محصور کردن اکثریت زنان در کنج خانه وظیفه کار بردگی خانگی را به آنها محول کرده است و با بیرون راندن آنها در عرصه تولید، زمان را بیش از هر زمان دیگر زیر سلطه مردان قرار داده است و پایه های ستمگری مردان بر زنان را در محیط خانواده تحکیم کرده است. تحت حاکمیت نظام ناعادلانۀ  جمهوری اسلامی فحشا و خود فروشی زنان به طور بیسابقه ای گسترش پیدا کرده است و آزار جنسی زنان به پدیدۀ عادی تبدیل شده است. با گذشت سه دهه از حاکمیت جمهوری اسلامی و قوانین فوق ارتجاعی آن مطالبات و سطح توقعات زنان در تمام زمینه ها به عقب رانده است و از طرف دیگر فقر مالی و روابط خانوادگی مبتنی بر ستمگری مرد شرایط بسیار دشواری را برای بیداری سیاسی زنان و گام نهادن آنها در مبارزه علیه این تبعیض و بی حقوقی ها فراهم آورده است. در سالهای اخیر بر زمینه وجود این واقعیات تلخ و دردناک جریان ارتجاعی فمنیسم اسلامی با بهره گرفتن از بی حقوقی مطلق زنان تلاش کرده اند با باز خوانی و ارائه تفسیرهای نو از قوانین و احکام اسلامی مطالبات و مبارزات زنان برای رهایی از این بی حقوقی ها را با اسلام و قوانین ارتجاعی مذهبی آشتی دهند و با دستاویز قرار دادن تئوری فرهنگی، زنان ایرانی را از همبستگی با همنوعان خود در دیگر نقاط جهان محروم کنند.

فمنیزم اسلامی به عنوان تحثبی از جنبش اصلاحات بورژوازی در سالهای اخیر تلاش کرده است تا از این راه جنبش برابر طلبانه زنان را به بیراهه برد.

با این وجود و علیرغم همه محدودیتها و دشواری هایی که به آن اشاره شد ما در سالهای اخیر شاهد حرکات رادیکال و برابری طلبانه در درون جنبش زنان بودیم که به اشکال مختلف و با به کار گرفتن ابتکارات متنوع تلاش کرده اند تا صدای اعتراض و مبارزه علیه نابرابری های موجود در جامعه را به گوش بشریت آزادیخواه برسانند.

صف این مبارزه را باید تقویت کرد این صدای مبارزه را باید رساتر و رساتر ساخت.

تاریخ نشان داده است که هیچ جنبشی بدون حضور فعال زنان موفق نخواهد بود.

امید است سال آینده سال تحقق آرمانهای سوسیالیستی و مبارزه برای دستاوردهای انسان آزاده باشد.

 

زنده باد آزادی و برابری

برقرار باد سوسیالیسم

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:0 توسط فاتح |